عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
12
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
و تشبيهات و مجازهاى مخصوص خود را دارد ؛ تا جايى كه مىتوانيم بگوييم : آن صورتها ، صورتهاى نفس او ، و صورتهايى از جان هستى است كه بر نفس وى منعكس شده است . و بررسى ايشان ( اديبان عرب ) درباره اين موضوعات تقريبا از يك يا دو جمله بيرون نيست ، و اى كاش ايشان به يك قطعه ادبى و يا يك كار فنّى كامل اهتمام ورزيده بودند . ( اديبان ) پيشين به اين فنون اشتغال ورزيدند ، و روشهاى آن فنون را شناختند ، و در آغاز كار اهتمامشان مصروف به تشبيه بود ؛ زيرا تشبيه به واقع ملموس ، و به طبيعت شعر در دوران جاهلى و صدر اسلام نزديكتر بود ، تا جايى كه دكتر عبد العزيز الاهوانى ، تشبيه را در بسيارى حالتها ، مظهرى از مظاهر تفكّر ابتدايى و سادگى اوّلى شمرده است . « 3 » ايشان به شكوه و زيبايى تشبيه پى بردند ، و شايد آنچه مبرّد درباره تشبيه نوشته بهترين دليل بر توجّهشان به اين شكل از شكلهاى بيان باشد ؛ وى تشبيه را به سه قسم تقسيم كرده است : تشبيه مفرط ، و تشبيه مصيب ، و تشبيه بعيد « 4 » . وى متوجّه تشبيه صورت به صورت در ( اين ) شعر مجنون شده است : 1 كانّ القلب ليلة قيل يغدى * بليلى العامريّة او يراح 2 قطاة عزّها شرك فباتت * تعالجه و قد علق الجناح 3 لها فرخان قد غلقا بوكر * فعشّهما تصفّقه الرّياح 4 فلا باللّيل نالت ما ترجّى * و لا بالصّبح كان لها براح و بتحقيق مبرّد ، آن شكوه و زيبايى كه در اين تشبيه وجود دارد ، احساس كرده
--> ( 3 ) - ابن سناء الملك و مشكلة العقم و الابتكار فى الشعر ، ص 128 . ( 4 ) - الكامل ، ج 3 ، ص 853 و دنبال آن . بلكه وى در همان كتاب و همان صفحه تشبيه را به چهار قسم تقسيم كرده است : مفرط ، مصيب ، مقارب ، بعيد . - م .